چرا سعدی را کمتر می شناسیم؟!
چرا از «سعدي» كمتر گفته مي شود؟
از كودكي كه به مكتب و دبستان مي رفتيم، آموزگاران آن زمان، با كلام«سعدي» ما را آشنا مي كردند و نثر و نظمي را كه مي آموختيم، به مضمون جمله «العلم في الصغر كاالنقش في الحجر» نقش ضمير مي شد. لذا اكثر ما دانش آموزان از طفوليت با شعر و ادب و گفتار بزرگان كشور آشنا مي شديم؛ يعني بر علوم انساني بسيار تأكيد مي شد. سخنوراني كه در قرون اخير در آسمان شعر و هنر فارسي درخشيدند، در نتيجه همين تعليم دوران كودكي بوده كه هر ايراني به شعر و هنر زبان مادري دلبسته است و اگر دقت كنيد، اين هنر باعث تزكيه نفس شده و به ديگر سخن، اين افرادي كه با ادبيات و شعر و هنر زبان مادري دلبسته است و اگر دقت كنيد، اين هنر باعث تزكيه نفس شده و به ديگر سخن، اين افرادي كه با ادبيات و شعر و هنر ايراني مأنوس مي شدند، مردمي شريف و والا و پاك طينت بار مي آمدند.
همين افرادي كه با ادبيات و فرهنگ اصيل ايراني بزرگ شدند، مهري بر دلشان نهاده مي شد كه باعث مي شد تا هميشه در راه حق قدم بردارند. اينان از توفيق ديگران ناراحت نشده و خود نيز صبر و قناعت را پيشه مي كرده تا در شرايط سخت، تسليم اوضاع تحميلي نشده و با زشتي ها و پليدي ها به چالش بر مي آمدند.
شناخت بيشتر و بهتر سعدي:
سخنان پند آموز و عبرت آميز، كلام حكمت بار، اشعار نغز، مسافرت هاي طولاني، و عمر پر بركت توأم با همنشيني بزرگان فلسفه و عرفان، باعث شهرت شيخ اجل شده و نام «سعدي» عالمگير شده بود.
در زمان حيات سعدي، او خود بر اين حسن شهرت خود در دنياي ادب واقف بود وقتي مي فرمايد:
بر حديث من و حسن تو، نيفزايد كس/ حد همين است سخنداني و زيبايي را
چنين كلامي هرگز از خاطره ها نخواهد رفت. سخن سعدي را كه مي خوانم، احساس مي كنم از زبان ما و دل ما سخن مي گويد. كلام شيرين او شهرها و مرزها را در نورديده و در اروپا و پس از ترجمه گلستان سعدي به زبان فرانسوي به وسيله «آندره دوريه» (Andre Ryer) در سال 1634 ميلادي، نظر بسياري از بزرگان علم و ادب را به خود جلب كرد و مردم فرانسه تدريجاً با كلام سعدي آشنا شدند.
چند صد نفر فرانسوي، نام «سعدي» را براي فرزندان خود انتخاب كردند و مهمتر آن كه «سعدي كارنو» كه در سال 1837 ميلادي به دنيا آمد، چون نياي او به «سعدي» علاقه وافر داشتند، آنها در نتيجه خواندن «گلستان» افكار آزادي خواهانه پيدا كرده و در «انقلاب كبير فرانسه» با چنين طرز تفكري از «روبسپير» و «دانتون» روي برگردانده و با كمك اعضاي مجلس فرانسه، باعث سقوط «روبسپير» و همراهان او شدند.
نظم و نثر سعدي در هندوستان هم تأثير خود را باقي گذارده است. اين را در نوشته هاي استاد باستاني پاريزي مي توان مطالعه كرد كه افكار سعدي و آثار او در انقلاب كبير فرانسه و همچنين مردم هندوستان كه در مقابل اجانب متوسل به انقلاب شدند. اميد است روزي استاد باستاني پاريزي در اين موضوع توضيحات مفصل تري بدهند تا دنيا از عظمت چنين فرزند خلفي كه ايران او را پرورانده است، آگاه شوند.
حدود شش سال قبل در كشور فرانسه ادباي بزرگ آن كشور، در مجمعي گرد آمده و درباره ي شعراي بزرگ جهان گفت و گو كرده و تلاش داشتند بدانند كه پس از «هومر»، بزرگترين شاعر جهان كيست؟ آن ها پس از بحث هاي مفصل و با «رأي مخفي» بزرگترين شاعر جهان را شيخ اجل سعدي انتخاب مي كنند. اين كار بزرگ باعث شادي فرزانگان جهان بخصوص ايرانيان شد.
وقتي سعدي با همه ي فروتني مي فرمايد:
«برحديث من و حسن تو نيفزايد كس/ حد همين است سخنداني و زيبايي را»؛ طبيعي است كه به او ايمان دارد، وي را «ملك الشعرا»ي خود انتخاب كند.
سعدي در گلستان، اغلب نصايحي كه مي نمايد، مسأله روزگار ماست. به طور مثال:«زني به شوهر خود از گران فروشي بقال محله شكوه مي كند.» (شايد گران فروشان آن زمان از زمان ما با انصاف تر بودند!)؛ سعدي در اينجا جواب براي قانع كردن همسر مي گويد:« به اميد ما دكه اينجا گرفت».
يا در موضوعي شكايت زني به همسر از دست قصاب محله، سعدي مي فرمايد: «تمناي گوشت-مردن، بِهْ كه تقاضاي زشت قصابان- بردن.».
در مورد «تغذيه» كه از مهمترين مسائل اجتماعي است و كميت انسان ها با وجود داشتن اين همه متخصصين تغذيه، باز لنگ است، مي فرمايد:
اندرون از طعام، خالي دار/ تا در او، نور معرفت بيني
يا اين بيت نغز:
اسير بند شكم را دو شب نگيرد خواب/ شبي ز معده ي خالي شبي ز پر خوردن
اين شاعر بزرگ، مسائل روز را با نثر و نظمي ساده و نو بيان و مثلاً اختلافات طبقاتي را كه در دنيا معمول است، و بيشتر كوردلان به مال و منال مي رسند و دانايان اسير معيشت عادي هستند، در اين بيت ترسيم مي كند:
تاريك خاطران همه در ناز و نعمتند/ اي روشني عقل، تو بر ما بلا شدي
در زبان پارسي، سعدي اثر عميقي در نثر و نظم گذارده، كه نظم و نثر او بر همه ي شاعران قرون بعدي عميقاً اثر گذارده است.
«حافظ» شاعر شيرين سخن ما، رهرو همين طريق بوده، گاهي اشعار سعدي را در نهايت مهارت تضمين كرده است. چنانچه در جايي سعدي مي فرمايد:
يك امشبي كه در آغوش شاهد شكرم/ گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم
ميان ما و تو جز پيرهن نخواهد بود/ اگر حجاب شود تا به دامنش به درم
و حافظ فرمايد:
تو همچو صبحي و من شمع خلوت سحرم/ تبسمي كن و جان بين همي كه چون سپرم
ز بس كه بر دل من داغ زلف سركش توست/ بنفشه زار شود خاك من چو در گذرم
در مورد تفأل به ديوان حافظ، چون غزليات حافظ چند پهلو و خوش تراش و وزين است فال او با نيت شخص بيشتر مطابقت دارد. اين از ظرايف هنري بزرگ آن بزرگوار است كه مردم هرگز حافظ را فراموش نمي كنند.
در اين مقوله، انتظار دارد ادبا و فضلاي قوم، داد سخن دهند و مردم شريف كشور را با نكات تازه تري در اين باره دلخوش و آگاه گردانند. به خاطر دارم چند سال قبل، در خارج از كشور، گلستاني را كه شادروان فروغي تصحيح و چاپ كرده بود مي خواندم؛ متوجه شدم كه اين مرد بزرگوار به قدري درباره ي اين اثرخود خضوع و خشوع مي كرده است كه برايم معلوم شد فضلاي ما، مقام شامخي براي شعريايي چون سعدي قائلند و همه عمر از چشمه ي فياض نثر و نظم اين بزرگان، خود را سيراب مي كنند. به اميد روزي كه «سعدي شناسي» در كشورمان، باعث شناخت بيشتر از آراء و افكار، احوال و آثار استاد سخن شيخ مفصل الدين سعدي شيرازي شود.