نقش زنان در زندگی مردان
به طور كلي زنان(همهي خانمها) در جريان موفقيتهايي كه در زندگي نصيب مردان(همهي آقايان) ميشود، جايگاه ويژهاي دارند ولي بسياري از آنان خود از اين حقيقت آگاه نيستند. در زندگي نميتوان مرد موفقي را يافت كه از ياري و همراهي زني فهيم و كاردان بينياز باشد.
اين مطلب ديدگاه زناني است كه پس از ناكاميها و ناملايمات در زندگي خود و ديگران، به تجربيات ارزندهاي دست يافتهاند. زناني همچون: مارابل مورگان، الن كريد من، باربارا ديانجليس، دورتي كارنگي، لورا دويل و ...
ممكن است خيلي از توصيههاي اين زنان محقق به مذاق بعضي خانمها خوش نيايد. عدهاي نيز ممكن است اين توصيه را طنزگونه بپندارند و عدهاي ديگر نيز شايد به اين توصيهها اهميت ندهند!... اما اين زنان با شكيبايي هرچه تمام، نسخههاي خود را پيچيدهاند و زندگيهايي كه توسط سمينارها و كارگاههاي آموزشي، بهبود يافته است را گواه كار خود ميگيرند و از همهي زنان ميخواهند كه آن را امتحان كنند چرا كه خود اين افراد تمامي اين موارد را به طور شخصي تجربه كردهاند.
از ديدگاه اين نويسندگان، زنان داراي شخصيتي استثنايي و بسيار نيرومندند كه اغلب بر آنان پوشيده است. اگر زنان بتوانند نيروهاي شگفتانگيزي را كه خداوند به آنان ارزاني داشته است، كشف كنند و از آن به طور اصولي و صحيح استفاده كنند، قادر خواهند بود هر نوع مشكلي را از ميان بردارند و محيط سرد و بي روح خانه را به كانون گرم و پرهيجاني تبديل كنند.
آنها معتقدند كه زنان در ادارهي زندگي، نقش محوري دارند كه بايد بتوانند حد و مرز دقيق خود را با شوهرانشان تشخيص دهند و بر همين اساس، ابتكار عمل را در دست گيرند.
از ديدگاه آنها يك زن موفق، از يك طرف اختيار اداره و مديريت امور را به دست مرد ميدهد.(در حالي كه به تكريم و تحسين او ميپردازد) و از سوي ديگر، كنترل روح و جسم او را خود به دست ميگيرد واز همهي جلوههاي ويژهي موجود براي آرامش او استفاده ميكند.
" براي رويارويي با زندگي، پيوسته محتاج حمايت زنانهاي بودهام كه در عين التيام بخشي و اخلاص، به طرز ظريفي مطيع و سپاسگزار باشد و اين احساس را براي فراهم آورد كه در عين گرفتن، چيزي ميدهم و در حالي كه در حقيقت به او متكي هستم، وانمود كنم كه دارم ازو او پشتيباني ميكنم." «رومن گاري»
زنان از ديرباز، نقش مهمي در موفقيت و هدايت مردان به سوي صميميت داشتهاند. اگر به زندگي بزرگان ديني، شخصيتهاي برجسته، مخترعان، رهبران و انديشمندان نظري بيندازيم، همواره نقش زنان را در موفقيت آنها به وضوح خواهيم ديد، زنان توانايي عظيمي در تأثير گذاري بر مردان هم از «جهات منفي» و هم از «جهات مثبت» داشته و دارند. انديشمندي ميگويد: تأثير زن در مرد، از تأثير مرد بر زن بيشتر است!
زماني كه خداوند زن را آفريد، نقش او را «ياري دهنده و الهام بخش مرد» قرار داد.
يك زن با عشق، محبت و قدرت تأثيرگذاري خود، ميتواند مرد را ياري دهد تا در مسيري بسيار درست حركت كند و يا اين كه مانع حركت او در اين مسير شود. او ميتواند پلهاي براي پيشرفت و ترقي مرد باشد يا مانعي كه گذر راه را براي مرد دشوار مي سازد.
هر تصميمي كه انسان مي گيرد، نتيجهي انتخاب شخصي اوست و حتي اگر باور كنيم كه زن ابتدا از شيطان فريب خورد، باز هم در اصل موضوع تأثيري نخواهد داشت، چرا كه تصميم نهايي كه منجر به سقوط انسان و تنزل عظيم او گرديد، توسط مرد گرفته شد.
زن به عنوان يك ياريدهنده و آرامبخش مرد و با تكيه بر قدرت نفوذ و تأثير گذاري خود، ميتوانست از اين واقعه جلوگيري نمايد. به عنوان مثال كافي بود از اين قدرت نفوذي خدادادي خود بهره بجويد و به مرد بگويد:
"چرا ما بايد حرفهاي شيطان را باور كنيم؟ ما كه خدا را صميمانه و از نزديك ميشناسيم. او همهچيز را در اين بهشت برايمان مهيا ساخته و آزادي را به ما هديه نموده، او خالق ماست و چنانچه فرماني به ما داده است، بايد در حفظ آن بكوشيم و به او اعتماد داشته باشيم و اجازه ندهيم وسوسهي خوردن يك ميوه، ما را در حضور او، سرشكسته سازد. پيشنهاد شيطان بسيار بي معني است. اين توهين به حكمت و معرفت بيكران خداوند است. من ميتوانم روي تصميم نهايي تو حساب كنم و يقين داشته باشم كه مشتاقانه و با ايمان و عشق، از خداوند پيروي خواهي كرد. من نيز در كنار تو خواهم ماند. ما با اتحاد و يكدلي ميتوانيم از اين آزمايش سربلند بيرون آييم".
آيا ميتوانيد نتيجهي تأثير زن را بر مرد پيشگويي كنيد؟ بله. حق با شماست. اگر چنين واقعهاي رخ مي داد، همهي ما اكنون در بهشت بوديم! اما به هر ترتيب تصميم نهايي با مرد بود، بدون اينكه مسؤوليت زن را در اين مورد ناديده بگيريم.
مرد يا زن تنها زماني ميتواند از امانت و وفاداري زن يا مرد خود اطمينان يابد كه بداند ترس خداوند بر او حاكم است، ترس همراه با عشق واحترام.
قدرت نفوذ زن به حدي است كه اين عبارت در عصر ما تبديل به يك ضربالمثل شده است:
«هيچ مرد موفقي در جهان وجود ندارد، مگر اين كه زني عاقل و مدبر پشتسر و حامي مرد باشد».
اگر مرد همسرش را به عنوان تكيهگاهي محكم و استوار ببيند، نه تنها متواضع ميشود، از طرفي، احساس قدرت معنوي بالاتري پيدا ميكند و بديهي است كه عكس اين قضيه نيز صادق است.
با مطالعهي زندگي زنان الهي، ميتوان به رمزقدرت مثبت آنها در تحول مردان پيبرد و با پرهيز از عملكرد زنان غير الهي نيز ميتوان مانع سقوط مردان و در نتيجه نجات روابط شد. تمامي زنان الهي، نقشي سرنوشتساز در تاريخ بشر داشتهاند. امروزه هر زني كه نيروي نفوذ خدادادي خود را درك كند، ميتواند بزرگترين عامل تقدس، پيشرفت و صميميت باشد.
وظيفهاي كه خداوند در خلقت، به زنان واگذار نموده است، كه همان ياريدهنده و آرامبخش مرد ميباشد، باعث ميشود خود را در هر زمان بيش از پيش پرورش دهند و اين نفوذ را در جهت مثبت به كار ببندند.
خانم سوزان بروگر ميگويد:
” اگر زني تنها با رقابت و چشم و همچشمي با مردان موفق شود، به نظرم نه تنها موفق نشده، بلكه باخته است. هدف يك زن، موفق شدن به هر قيمت نيست، بلكه بايد زن بودنش را حفظ كند، بايد خانمياش بر جامعه تأثير بگذارد".
بنابراين در اينجا از تمامي خانمها ميخواهيم كه جايگاه و نقش واقعي خود را در مجموعهي هدفمند زندگي بيابند و هر بهايي را كه خداوند براي رسيدن به اين هدف تعيين مينمايد، بپردازند.
اگر جايگاه واقعي و نقش خود را در زندگي بدانيد، در همه حال مهر و محبت خود را خالصانه ابراز ميكنيد، او را ميپذيريد و خود را با او وفق ميدهيد در حالي كه اين كار را با رضايت خاطر انجام دهيد.
ولتر ميگويد: شيرينترين چيز در زندگي، عشق زن پاكدل به مردش ميباشد.
با اطمينان وقتي در درياي مهر و محبت شنا ميكنيد، امواج مهر و محبت شما به تمام جهات خواهد رفت و از امواج حاصل از آن تمام دنيا سود ميبرند و اين زماني است كه : يك زن ميتواند در سرنوشت جهان تأثيري ژرف و عميق بر جاي بگذارد.
انديشمندي ميگويد: " زن نسج ملت است. زن توليد كنندهي حيات است. هر ملتي به اندازهي زنانش خوب است."
انديشمندي ديگر نيز ميگويد:" زن خوشزبان و با تقوي، تاجي است بر تارك مرد خويش".
آقاي دكتر «الهي قمشهاي» نيز در يكي از سخنرانيهايش چنين نقل ميكند كه:
آري، خداوند زن را از پهلوي چپ مرد آفريد.
Yes, God created woman out of Adams left side.
نه از سر او، تا « فرمانرواي » باشد.
Not from his head to rule oven him.
نه از پاي او، كه « لگدكوب» اميال او گردد.
Not from his foot to be trampled by him.
بلكه از پهلوي او، تا «همراه او» باشد.
But from his side to be equal with him.
و از زير بازوي مرد، تا «مورد حمايت او» باشد.
And from under his arm to be suppurted by him.
و از نزديكترين نقطه به قلب او، تا «معشوق و محبوب» او باشد.
And from nearest to his heart to be loved by him.